قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
975
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پنجاه و نهم از رحلت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله از جملهء وقايع اين سال مخالفت عمرو بن سعيد بن العاص اموى « 1 » است با عبد الملك بن مروان . تفصيل اين مجمل آنكه چون عمرو بن سعيد در ميان بنى اميه به عظم قدر و كمال شجاعت و وفور ثروت و كثرت استعداد معروف بود و آثار خلافت در بشرهء او ظاهر بود ، بنابراين مروان در اوايل خلافت خود او را به مواعيد كاذبه مىفريفت و مىگفت كه بعد از من در خلافت هيچ كس را با تو مضايقه نخواهد بود و خلافت حق تست . عمرو به آن كلمات واهيه مسرور و خوشدل گشته نسبت به مروان شرايط هوادارى و جانسپارى به جاى مىآورد ، تا آنكه مملكت شام بر مروان قرار گرفت و عمرو چون از قبل مروان به حكومت دمشق اختصاص يافت چشم آن داشت كه به ولايتعهدى آن نيز سرافراز گردد . چون مروان پسر خود عبد الملك را وليعهد خود گردانيد عمرو دانست كه آن مواعيد محض از براى خود مىكرد ، از اين جهت دائما مترصّد آن بود كه در وقت فرصت دستبردى نموده عروس ملك را در آغوش خود گيرد . چون عبد الملك به قصد تسخير عراق لشكر كشيد و عمرو را بر دمشق خليفه گردانيد ، عمرو در اين محلّ فرصت غنيمت دانسته اظهار خلافت كرد و به اخذ بيعت و دعوى خلافت اشتغال نمود . چون اين خبر به عبد الملك رسيد صواب چنان ديد كه ترك عزيمت عراق نموده نخست به دفع دشمن درون خانه پردازد . بنابراين مراجعت نمود . عمرو بن سعيد در دمشق متحصّن شد و عبد الملك در ظاهر دمشق نزول كرده به محاصره مشغول شد . بعد از چند
--> ( 1 ) . عمرو بن سعيد از فصحا و سخنوران مشهور قريش بود و به همين جهت او را اشدق مىگفتند . و نيز گفتهاند چون دهانش كج بود به عمرو لطيم شهرت داشت . پدرش سعيد جز او شش پسر ديگر نيز داشت : محمّد ، يحيى ، عبد اللّه ، عثمان ، ابان و عنبسه .